صفحه نخستسراسریشهرستانیفرهنگ ، ادب و هنر تالشگفتگوگزارشمقالاتارسالی های شماارسال نظرات و مطالبپیوند ها
کد خبر : 13930812222830     |     زمان انتشار : 1393-08-12 22:28:30     |     سرویس خبری : اخبار سراسری

1375 سال پیش در چنین شبی چه گذشت؟

پایگاه خبری تحلیلی تالش نیوز به نقل از تیک:گزارش بازنویسی شده از روایت های امام سجاد(ع) درباره رویدادهایی که شب عاشورا رخ داد.

شب وصل است و تب دلبری جانان است / ساغر وصل لبالب به لب مستان است

در نظربازیشان اهل نظر حیران است / گوییا مشعله از بام فلک ریزان است

آنچه در ابتدای مطلب می شنوید ترکیب بند مشهوری با ترجیع «مکن ای صبح طلوع» است که در شب عاشورا در مجالس عزاداری خوانده می شود. این ترکیب بند را با صدای دکتر احمد جلالی می شنوید.

گفت و گوی امام حسین(ع) با یارانش در شب عاشورا

امشب، شب عاشوراست.

نماز عشاء به امامت امام انسانیت تمام شده است. اینک امام حسین( درود خدابر او باد) اصحاب خود را جمع کرده تا با آنان گفت وگو کند. امام سجاد(ع) در روایتی می‌فرماید که امام حسین با اصحاب خود گفت: «... همانا من اصحابی با وفاتر و بهتر از اصحاب خودم نمی شناسم و اهل بیتی از اهل بیت خود نیکوتر نمی دانم، خداوند شما را جزای خیر دهد. آگاه باشید که من هدف دیگری برای جماعت داشتم و ایشان را به راه اطاعت و متابعت از خداوند می پنداشتم اما اکنون آن خیال دیگر گونه صورت بست. امشب بیعت خود را از شما برداشتم و شما را به اختیار خود گذاشتم تا به هر سویی که می خواهید کوچ کنید. اکنون پرده شب شما را فرو گرفته است. در این سیاهی شب به هر سو که می خواهید بروید. این جماعت مرا می خواهند و چون مرا بکشند به غیر از من نپردازند.» پاسخ حضرت عباس(ع) و برخی یاران وقتی سخن امام به اینجا رسید، اول کسی که سخن گفت عباس بن علی (ع) بود و سپس برادران و فرزندان و برادرزادگان و فرزندان عبدالله جعفر که عرض کردند: برای چه این کار را بکنیم؟ آیا برای آنکه بعد از تو زندگی کنیم؟ خداوند این کار ناشایسته را از ما دور کند.

گفت و گوی امام با فرزندان عقیل و پاسخ آنها پس آن امام حسین رو کرد به فرزندان عقیل و فرمود که شهادت مسلم بن عقیل برای شما کافی است. بیشتر از این نباید مصیبت ببینید. من به شما اجازه می دهم هر کجا می خواهید بروید. آنها عرض کردند: سبحان الله. مردم به ما چه می گویند و ما چه جوابی داریم بگوئیم؟ بگوئیم دست از بزرگ و سید و پسرعممان برداشتیم و او را در میان دشمن گذاشتیم، بی‌آنکه تیر و نیزه و شمشیری برای یاری او به کار بریم؟ نه به خدا سوگند، ما چنین کار ناشایسته‌ ای نخواهیم کرد، بلکه جان و مال و اهل و عیال خود را در راه تو فدا می کنیم و با دشمن تو مبارزه می کنیم تا هر چه برای شما پیش می آید برای ما هم پیش بیاید...." سخنان مسلم بن عوسجه خطاب به امام حسین در این وقت "مسلم بن عوسجه" برخاست و به امام حسین (ع) عرض کرد: یابن رسول الله! آیا فکر می کنی ما کسانی هستیم که دست از تو بر می داریم. پس با کدام دلیل در نزد خداوند، عذر بخواهیم؟ لاوالله. من از خدمت شما جدا نمی شوم تا نیزة خود را در سینه‌های دشمنان تو فرو ببرم. تا دستة شمشیر در دست من باشد دشمنان را از پای در خواهم آورد و حتی اگر سلاحی برای جنگ نداشته باشم با سنگ با ایشان مبارزه خواهم کرد. سوگند به خدا که ما دست از یاری تو برنمی‌داریم، تا خداوند بداند که ما حرمت پیغمبر را در حق تو رعایت نمودیم. به خدا سوگند که من در مقام یاری تو، در مرتبه‌ای هستم که اگر هفتاد بار کشته ‌شوم و باز زنده شوم و مرا بسوزانند و خاکستر مرا بر باد دهند، هرگز از تو جدا نخواهم شد؛ تا زمانی که مرگ را در خدمت شما ملاقات کنم. چگونه به شما خدمت نکنم با وجودی که شهادت در راه شما، مرگ نیست بلکه کرامت جاودان و سعادت ابدی است. سخنان زهیر بن قین خطاب به امام حسین پس از او " زهیر بن قین" برخاست و عرض کرد: به خدا سوگند که من نیز دوست دارم هزار بار کشته شوم وزنده گردم اما تو ای پسر رسول خدا زنده باشی و خداوند مرگ را از شما دور کند. وقتی امام حسین چراغ ها را خاموش کرد تا کسی خجالت نکشد پس حضرت امام حسین(ع) همگی را دعای خیر فرمود. سپس دستور دادند چراغ ها را خاموش کنند و به اصحاب و یاران گفتند: چراغ ها را خاموش کردم تا هر کدام از شما که می خواهد بدون خجالت و شرمساری، مرا ترک کنید و در تاریکی شب خودتان را نجات دهید. امام جایگاه بهشت را به یاران باقی مانده نشان دادند روایات تاریخ نقل کرده اند تعدادی رفتند و یارانی باقی ماندند. امام حسین در آن شب جایگاه هر یک از افراد باقی مانده را در بهشت به ایشان نشان دادند و بر یقین ایشان افزودند. گفت و گوی حضرت زینب(س) با امام حسین(ع) امام سجاد(ع) می فرماید: حضرت حسین (ع) پس از مکالمه با اصحاب، به خیمه خود رفت و سخن با آنان را ادامه داد. شب دهم که پدرم صبح آن شهید شد، من مریض بودم و زینب پرستاری من می‌کرد. ناگاه دیدم پدرم - حسین (ع) - کناری رفت و این اشعار را قرائت می‌فرمود: یا دَهْرُاُفّ لَکِ مِنْ خَلیلٍ مِنْ صاحِبٍ و طالِبٌ قَتیلٍ و اِنَّما الْاَمْرُ اِلَی الْجَلیلِ امام سجاد ادامه می دهند: وقتی من این اشعار را شنیدم، متوجه شدم که پدرم شهید خواهد شد. آنگاه گریه، گلوی مرا گرفت و بر آن صبر نمودم و اظهار جزع نکردم. ولی عمه مان زینب، وقتی حال برادرش را دید نتوانست خویشتن داری کند. پس برخاست و ناخوداگاه به سمت حسین رفت و گفت: "کاش مرگ مرا نابود کند و مرگ تو را نبینم. امروز مثل زمانی است که مادرم فاطمه و پدرم علی و برادرم حسن از دنیا رفتند، پس ای برادر! تو برای من جانشین آنها و فریادرس آنهائی. امام حسین رو به سوی خواهرش زینب کرد و فرمود: ای خواهرم! مبادا شیطان حلم ترا برباید که وقایع سختی در پیش داریم. وقتی امام حسین برخی وقایع را برای زینب(س) گفت امام سجاد(ع) روایت می کند: در این لحظه امام حسین وقایعی را برای عمه مان زینب(س) بازگو کردند و سپس اشک در چشم های مبارک حسین جاری شد.... در این لحظه زینت خاتون (سلام الله علیها) گفت: یا ویلتاه! ای برادر! این بیشتر دل ما را مجروح می‌کند که راه چاره را از تو گرفته اند و تو باید به ضرورت شربت مرگ بنوشی و ما را غریب و بی کس و تنها در میان اهل نفاق و افراد شقاوتمند بگذاری.... وقتی زینب به صورت خود زد، اشک ریخت و بی هوش شد در این حال ناگهان زینب دگرگون شد، در حالی که به صورت خود می زد و اشک می ریخت، ناگهان به زمین افتاد و بی هوش شد. امام سجاد روایت می کند که حضرت امام حسین(ع) آب آورد و خواهر را بلند کرد و آب به صورت او پاشید تا به هوش آمد و برای او قرآن خواند و سپس او را با این کلمات آرامش داد و فرمود: ای خواهرم! به یاد خدا باش و صبر و شکیبائی کن و بدانکه اهل زمین می‌میرند و اهل آسمان باقی نمی‌مانند و هر چیزی در معرض هلاکت است، جز ذات خداوندی که خلایق را با قدرت خود خلق فرموده و بر می انگیزاند و زنده می‌گرداند. خواهرم! جد و پدر و مادر و برادر من که بهتر از من بودند، هر یک دنیا را وداع کردند.

پس وظیفه من و وظیفه هر مسلمانی است که بر رسول خدا «ص» اقتدا و تأسی کند. توصیه های امام به خواهرش بعد از به هوش آمدن پس از آن امام حسین فرمود: ای خواهر! من تو را قسم می‌دهم و باید به قسم من عمل کنی، وقتی که من کشته شوم گریبان در مرگ من چاک نکنی و چهره خویش را به ناخن مخراشی و از برای شهادت من در مقابل دشمنان، فریاد و شیون به پا نکنی... پس حضرت سجاد علیه السلام می فرماید: پدرم عمه‌ام را آورد در نزد من نشاند و او دلداری داد.... (منابع روایی و مقاتل: منتهی الآمال شیخ عباس قمی/مقتل لهوف سید ابن طاووس)

 

*خبرآنلاین

گزارش تصویری این خبر

اشتراک در 100 درجه اشتراک گذاری در FaceBook اشتراک گذاری در Twitter ارسال ایمیل به دوستان در Gmail اضافه کردن به Google Bookmarks اضافه کردن به Google Reader ارسال ایمیل به دوستان در یاهو

نظرات خوانندگان
نظرات هیچ نظری ثبت نشده است
ارسال نظر
نام شما :
آدرس ایمیل :
متن نظر : *
کد امنیتی : *

سراسری
حسن روحانی:
آرمان ما به سانتریفیوژ وصل نیست / سر میز مذاکره نه آنها و نه ما راجع به آرمان و اصول بحث نمی‌کنیم / کشور با انزوا نمی‌تواند رشد مستمر داشته باشد/ برای مسائل مهم همه‌پرسی بگذاریم
فایننشال تایمز:
زنگ خطر به صدا درآمد، رواج بی سابقه مواد مخدر در میان زنان جوان ایرانی
خبر «انتخاب» قطعي است/ به جز جلیلی، شهردار قم را هم به عنوان رقیب لاریجانی پیشنهاد داده اند/ عناد جبهه پایداری با لاریجانی ، مربوط به امروز نیست
ماجرای تصاویر خاص روی تی‌شرت‌های ٤٠‌هزارتومانی
سعید جلیلی رقیب لاریجانی در قم می شود؟
محمدرضا عارف مطرح کرد:
احتمال ارائه لیست مشترک توسط اصلاح طلبان و اصولگرایان معتدل
واکنش ها به بازگشت «انتخاب» پس از 90 روز (2) ؛
ابطحی: «انتخاب» همیشه جزء لیست فیوریت (Favorite) من بوده / دولت باید طرفدار آزادی اندیشه و بیان باشد، بخصوص «انتخاب» که سایت حامی دولت بود / بهترین دوست دولت، منتقدان منصف هستند
سیدحسن خمینی:
جامعه‌ای که آمادگی ظهور ندارد، هزاران مهدی(عج) هم در آن راهگشا نیست / اولین گام خوب بودن، کینه زدایی است
احمد توکلی:
گرفتن عکس خانم رقیب در تلویزیون توسط احمدی نژاد غیراخلاقی بود / درست ترین ایراد مهندس موسوی به احمدی نژاد، قانون شکنی او بود / هنگام تنفیذ خاتمی خیلی زور زدم که گریه نکنم
استیضاح وزیر آموزش و پرورش؛ به نام معلمان به کام دیگران؟
تبلیغات

"قابل توجه همشهریان عزیز:"
آزمایشگاه دکتر عزیز افشاری از ساختمان دکتر پورسیدیان در خیابان معین به ساختمان رضوانی در خیابان بوعلی جنب همان ساختمان قبلی منتقل شده است .
"فروش مغازه ومطب"
با بهترین موقعیت
یک باب مغازه تجاری به متراژ24متر ودو واحد آپارتمان به متراز 80متر با کاربری مطب با تمامی امتیازات ، واقع در خیابان امام ره کوچه پامچال به فروش می رسد. تماس 09111833998
"فروش ملک تجاری مسکونی"
یک قطعه زمین با کاربری تجاری ومسکونی با تماهی امتیازات ،دونبش با 13متر بر در خیابان اصلی به مساحت 200متر مربع واقع در بلوار پاییزان به فروش می رسد. تماس 09111833998
"فروش ملک مسکونی"
یک قطعه زمین به مساحت 1200متر مذبع با یک واحد خانه ویلایی با تمام امتیازات واقع در بلوار پاییزان فخیابان اصلی به فروش می رسد . تماس 09117585805
"فروش ویژه یک ملک تجاری در مرکز شهر تالش"
"اکازیون "
کاربری تجاری عرصه 90متر ،اعیان 200متر در دوطبقه با کلیه امتیازات تحویل فوری ،زیر قیمت بازار قابل معاوضه با آپارتمان وملک در تهران ،کرج ،قزوین تالش – خیابان امام ره روبروی قصر فرش رنجبر شماره تماس: 03622760780- 09131622675 - 09127371509



نظر سنجی

شما به عنوان یک تالشی کدامیک از نشریات ومطبوعات تالش را می خوانید؟








کد امنیتی :
   مشاهده نتایج